آیا تا به حال داستان پیله و پروانه را شنیده‌اید؟ مردی که دلش به حال تقلا کردن پروانه برای خروج از پیله سوخت، با قیچی شکافی در پیله ایجاد کرد تا پروانه راحت‌تر خارج شود. پروانه بیرون آمد، اما هرگز نتوانست پرواز کند؛ چرا که همان تقلای سخت در پیله بود که خون را به بال‌هایش می‌فرستاد تا برای پرواز آماده شوند. 

ما والدین امروزی، اغلب شبیه به همان مرد قیچی به دست هستیم. از روی عشق بی‌نهایت، می‌خواهیم تمام موانع را از سر راه فرزندانمان برداریم. اما روانشناسی هشدار تکان‌دهنده‌ای به ما می‌دهد:
 ما در حال تربیت نسلی از پروانه‌هایی هستیم که پرواز کردن را بلد نیستند.


 والدین پارو برفی و بحران استقلال

در دهه‌های گذشته، مدل فرزندپروری از والدین هلیکوپتری (والدینی که مدام بالای سر بچه می‌چرخند) به والدین پارو برفی تغییر یافته است. ما مانند ماشین‌های برف‌روب جلوی کودک حرکت می‌کنیم تا تمام سختی‌ها، ناکامی‌ها و چالش‌ها را از مسیر او پاک کنیم. اگر کیفش را جا بگذارد، برایش به مدرسه می‌بریم؛ اگر با دوستش دعوا کند، ما دخالت می‌کنیم؛ اگر در بستن بند کفش کند باشد، خودمان آن را می‌بندیم تا سریع‌تر برسیم.

 زمانی که ما کارهای کودک را به جای او انجام می‌دهیم، مغز او یک پیام پنهان اما مخرب دریافت می‌کند: "تو به اندازه کافی توانا نیستی، پس من باید این کار را برایت انجام دهم."

نتیجه‌ی این مهربانیِ بی‌اندازه، شکل‌گیری پدیده‌ای به نام «درماندگی آموخته‌شده» است. کودکانی که در کودکی فرصت تقلا کردن، اشتباه کردن و حل مسئله را نداشته‌اند، در بزرگسالی با اولین شکست تحصیلی، شغلی یا عاطفی دچار فروپاشی روانی می‌شوند.


چگونه قیچی را زمین بگذاریم؟

 ۱. قانون «توقف ۳ ثانیه‌ای»
دفعه بعد که فرزندتان در حال تلاش برای باز کردن در یک قوطی، حل یک مسئله ریاضی یا پیدا کردن اسباب‌بازی‌اش است و نشانه‌هایی از کلافگی بروز می‌دهد، فوراً وارد عمل نشوید و ۳ ثانیه (یا بیشتر) صبر کنید. اجازه دهید او کمی ناامیدی را تجربه کند. ناامیدیِ در حد تحمل، موتور محرکِ خلاقیت و حل مسئله است. فقط زمانی مداخله کنید که کودک از شما کمک بخواهد.

برای مثال زمانی که کودک در حال تلاش برای پوشیدن کفش چسبی خود است و چسب‌ها به هم گیر کرده‌اند و او شروع به نق زدن می‌کند به جای اینکه سریع خم شوید و کفش را پایش کنید و بگویید: «دیرمون شد!» ۳ تا ۵ ثانیه مکث کنید، نفس عمیق بکشید و فقط نگاه کنید. معمولاً کودک در ثانیه چهارم زاویه دستش را عوض می‌کند و موفق می‌شود. اگر نشد، فقط بگویید: می‌خوای من زبونه‌ی کفش رو نگه دارم تا تو چسبش رو ببندی؟
یا زمانی که کودک روی یک مسئله ریاضی گیر کرده است و مداد و پاک‌کن را روی میز می‌کوبد، مداد را از دستش قاپ نزنید و فقط چند ثانیه صبر کنید و اجازه دهید کلافگی را تجربه کند.
سپس فقط بگویید: می‌دونم سخته. می‌خوای ۵ دقیقه استراحت کنی و دوباره امتحان کنی؟


۲. روش «داربست‌سازی»
گاهی کودک مستقل نیست چون کار برای مغز او بیش از حد بزرگ و مبهم است. در این روش شما به جای انجام دادن کار، فقط چارچوب فکری می‌دهید و شرایط را برای انجام آن توسط خود کودک فراهم می‌کنید و عمل فیزیکی و تصمیم‌گیری با اوست و به محض اینکه کودک مهارت را یاد گرفت، شما باید داربست را بردارید و عقب بکشید.

برای مثال در شرایطی که کودک نمی‌تواند کیفش را جمع کند، به جای اینکه شما خودتان کتاب‌هایش را در کیف بگذارید،  کنار او می‌نشینید و می‌پرسید: "خب، فردا چه کلاس‌هایی داری؟ به نظرت اول باید کدام کتاب‌ها را برداریم؟"
یا اگر به یک کودک ۶ ساله بگویید «اتاق رو مرتب کن»، مغز او فلج می‌شود چون نمی‌داند از کجا شروع کند. برای کمک به او در این شرایط می‌توانید بگوئید: «اول ماشین‌ها رو بذار تو سبد آبی. تموم که شد صدام کن بگم قدم بعدی چیه.» یا «من کتاب‌ها رو می‌ذارم تو قفسه، تو لگوها رو جمع کن.»


 ۳. «هدیه‌ی شکست»
تا زمانی که شما نقش «بادیگارد» را بازی می‌کنید، کودک نیازی به مراقبت از خودش نمی‌بیند، اجازه دهید فرزندتان عواقب طبیعی کارهایش را ببیند و از شکست نترسد.

برای مثال اگر فرزند شما برای سومین بار در این ماه، لباس ورزش خود را در خانه جا گذاشته است و از مدرسه تماس می‌گیرد که «توروخدا برام بیار!» با مهربانی اما با قاطعیت بگویید: «عزیزم می‌دونم ناراحتی، اما من الان مشغولم و نمی‌تونم بیارمش. امروز باید به معلمت توضیح بدی چرا لباست نیست.» کودک آن روز نمره کم می‌گیرد یا از ورزش محروم می‌شود، اما یاد می‌گیرد که از شب قبل کیفش را چک کند.


 ۴. روش «انتخاب‌های کنترل‌شده»
کودکان قدرت و استقلال را دوست دارند و معمولا وقتی دستور مستقیم می‌دهید، مقاومت می‌کنند و زمانی که حس می‌کنند حق انتخاب دارند، همکاری می‌کنند.

برای مثال به جای اینکه شب‌ها بگویید: همین الان مسواک بزن و بخواب!"، بگویید: "الان وقت خواب است؛ اول مسواک می‌زنی یا اول لباس خوابت را می‌پوشی؟
.با این کار، شما نتیجه نهایی (خوابیدن) را تعیین کرده‌اید، اما به کودک حس قدرت و عاملیت داده‌اید
یا زمانی که در انجام تکالیفش تاخیر دارد می‌توانید بگوئید: می‌خوای الان مشق‌هاتو بنویسی، یا بعد از خوردن عصرانه و ۱۵ دقیقه استراحت؟


 ۵. عبارت جادویی «تو خودت چی فکر می‌کنی؟»
پدر و مادرها اغلب نقش «بانکِ راه حل» را دارند. بچه‌ها مشکل را مطرح می‌کنند، والدین فوراً راه حل پیشنهاد می‌دهند ولی لازم است این چرخه متوقف شود و به کودک کمک کنیم تا خودش مسیرها را جستجو کند.

برای مثال وقتی کودک با مشکلی پیش شما می‌آید: مامان، دوستم امروز با من بازی نکرد ، بلافاصله راه حل ندهید. همدلی کنید و سپس بپرسید: چقدر ناراحت‌کننده... به نظرت فردا چطور می‌تونی این مشکل رو حل کنی؟



تربیت کودک مستقل، نیازمند شجاعت از سوی والدین است. شجاعتِ دیدن تقلای فرزند و تحمل کردن اضطرابِ خودمان. ما باید بپذیریم که وظیفه ما ساختن یک مسیر صاف و بدون دست‌انداز برای فرزندانمان نیست؛ بلکه وظیفه ما، مجهز کردن آن‌ها به کفش‌هایی محکم برای عبور از مسیرهای ناهموارِ زندگی است.

 

تهیه شده توسط پیش‌دبستان حافظان‌وحی